گروه فقه و حقوق، دانشکده فقه و حقوق اسلامی، دانشگاه بین المللی مذاهب اسلامی، تهران، ایران
10.22034/judg.2026.2057599.1423
چکیده
جهان معاصر شاهد وضعیتی است که در آن بخشهایی از سرزمینهای اسلامی تحت سیطره غیرمسلمانان قرار دارد، همچنین جریانهای غیراسلامی تلاش میکنند تا حاکمیت مسلمانان بر قلمروهای اسلامی را به چالش بکشند. در چنین شرایطی، تبیین دیدگاه فقه اسلامی درباره مفهوم استقلالطلبی از اهمیتی راهبردی برخوردار است، زیرا میتواند منجر به شکلگیری نظریهای منسجم در حوزه حاکمیت و استقلال بر بنیاد مبانی فقهی گردد. این پژوهش با هدف استخراج و تبیین احکام فقهی مرتبط با حاکمیت و استقلال در جهان اسلام انجام شده است. تحقیق حاضر ضمن بررسی تقسیمبندی سنتی قلمرو جغرافیایی به دارالاسلام و دارالکفر، ضوابط و مبانی شرعی حاکم بر مسائل استقلالطلبی مسلمانان و غیرمسلمانان در هریک از این حوزههای جغرافیایی-فقهی را تحلیل کرده است. مسائل استقلالطلبی از منظر فقه اسلامی، بهواسطه تأثیر مستقیم بر وضعیت حقوقی اشخاص و گروههای درگیر، دارای اهمیت قضایی بالایی است. این احکام نه تنها مبنای تعیین مشروعیت حرکات استقلالطلبانه محسوب میشوند، بلکه در تعیین وضعیت کیفری عاملان، احکام مالی و صلاحیت قضایی دادگاهها نیز نقش تعیینکنندهای ایفا میکنند. یافتههای پژوهش عبارتند از: اول، تلاش مسلمانان برای تشکیل حکومت اسلامی و رهایی از سلطه طاغوت، در صورت مهیا بودن شرایط، تکلیفی شرعی است. دوم، هرگونه جداییطلبی مسلمانان از حکومت اسلامی حرام است. سوم، حرکت استقلالطلبانه غیرمسلمانان در قلمرو اسلامی ممنوع و موجب لغو پیمان ذمه میگردد. چهارم، در سرزمینهای غیراسلامی، خروج مسلمانان از سیطره حکومت کفار بر اساس قاعده نفی سبیل واجب است. پنجم، حکم فقهی استقلالطلبی غیرمسلمانان در سرزمینهای غیراسلامی تابع وضعیت حاکمیت موجود و گروههای استقلالطلب است. این تحقیق چارچوبی جامع برای تحلیل فقهی مسائل استقلالطلبی ارائه میدهد که بر اساس متغیرهای سهگانه «ماهیت جغرافیایی سرزمین»، «هویت دینی اقوام استقلالطلب» و «وضعیت سیاسی حاکمیتها» طراحی شده است. همچنین با تمایز قائل شدن میان «استقلالطلبی در برابر طاغوت» و «جداییطلبی از حکومت اسلامی»، نظریهای دوگانه در خصوص مشروعیت حرکات استقلالطلبانه مطرح میکند.